بسم الله النور ...
فاطمه (عليها السلام) در نزد مسلمانان برترين و والامقام ترين بانوى جهان در تمام قرون و اعصار مى باشد. اين عقيده بر گرفته از مضامين احاديث نبوي است. اين طايفه از احاديث ، اگر چه از لحاظ لفظي داراي تفاوت هستند ، اما داراي مضموني واحد مي باشند. در يكي از اين گفتار ها ( كه البته مورد اتفاق مسلمانان ، اعم از شيعه و سني است) ، رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) مي فرمايند: " فاطمه سرور زنان جهانيان است" . اگر چه بنابر نص آيه شريفه قرآن ، حضرت مريم برگزيده زنان جهانيان معرفي گرديده و در نزد مسلمانان داراي مقامي بلند و عفت و پاكدامني مثال زدني مي باشد و از زنان برتر جهان معرفي گشته است ، اما او برگزيده ي زنان عصر خويش بوده است. ولي علو مقام حضرت زهرا (عليها السلام) تنها محدود به عصر حيات آن بزرگوار نمي باشد و در تمامي اعصار جريان دارد . لذا است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله وسلم) در كلامي ديگر صراحتاً فاطمه (عليها السلام) را سرور زنان اولين و آخرين ذكر مي نمايند. اما نكته اي ديگر نيز در اين دو حديث نبوي و احاديث مشابه دريافت مي شود و آن اينست که اگر فاطمه (عليها السلام) برترين بانوي جهانيان است و در بين زنان از هر جهت ، كسي داراي مقامي والاتر از او نيست ، پس شناخت سراسر زندگاني و تمامي لحظات حيات او ، از ارزش فوق العاده برخوردار مي باشد. چرا كه آدمي با دقت و تأمل در آن مي تواند به عالي ترين رتبه هاي روحاني نائل گردد. از سوي ديگر با مراجعه به قرآن كريم درمي يابيم كه آيات متعددي در بيان شأن و مقام حضرتش نازل گرديده است كه از آن جمله مي توان به آيه ي تطهير، آيه مباهله ، آيات آغازين سوره دهر، سوره كوثر ، آيه اعطاي حق ذي القربي و ... اشاره نمود كه خود تأكيدي بر مقام عميق آن حضرت در نزد خداوند است. حال به طور مختصر و با رعايت اختصار ، به مطالعه شخصيت و زندگاني آن بزرگوار خواهيم پرداخت.
نام مبارك آن حضرت ، فاطمه (عليها السلام) است و از براي ايشان القاب و صفات متعددي همچون زهرا، صديقه، طاهره، مباركه، بتول، راضيه، مرضيه ، نيز ذكر شده است.
فاطمه ، در لغت به معني بريده شده و جدا شده مي باشد و علت اين نامگذاري بر طبق احاديث نبوي ، آنست كه: پيـروان فاطمه (عليها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بريده ، جدا شده و بركنارند.
زهرا به معناي درخشنده است و از امام ششم ، امام صادق (عليه السلام) روايت شده است كه: " چون دخت پيامبر در محرابش مي ايستاد ( مشغول عبادت مي شد) ، نورش براي اهل آسمان مي درخشيد؛ همانطور كه نور ستارگان براي اهل زمين مي درخشد . "
صدّيقه به معني كسي است كه به جز راستي چيزي از او صادر نمي شود. طاهره به معناي پاك و پاكيزه ، مباركه به معناي باخير و بركت ، بتول به معناي بريده و دور از نا پاكي ، راضيه به معناي راضي به قضا و قدر الهي و مرضيه يعني مورد رضايت الهي. (1)
كنيه هاي فاطمه (عليها السلام ) نيز عبارتند از ام الحسين، ام الحسن، ام الائمه، ام ابيها و...
ام ابيها به معناي مادر پدر مي باشد و رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) دخترش را با اين وصف مي ستود؛ اين امر حكايت از آن دارد كه فاطمه (عليها السلام) بسان مادري براي رسول خدا بوده است. تاريخ نيز گواه خوبي بر اين معناست ؛ چه هنگامي كه فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خديجه (سلام الله عليها ) غمخوار پدر و مايه پشت گرمي و آرامش رسول خدا بود و در اين راه از هيچ اقدامي مضايقه نمي نمود ، چه در جنگها كه فاطمه بر جراحات پدر مرهم مي گذاشت و چه در تمامي مواقف ديگر حيات رسول خدا .
همانگونه كه مي دانيم ، نام پدر فاطمه (عليها السلام) محمد بن عبدالله (صلي الله عليه وآله وسلم) است که او رسول گرامي اسلام ، خاتم پيامبران الهي و برترين مخلوق خداوند مي باشد. مادر حضرتش خديجه دختر خويلد ، از زنان بزرگ و شريف قريش بوده است . او نخستين بانوئي است که به اسلام گرويده است و پس از پذيرش اسلام ، تمامي ثروت و دارائي خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود . خديجه در دوران جاهليت و دوران پيش از ظهوراسلام نيز به پاكدامني مشهور بود ؛ تا جائي كه از او به طاهره (پاكيزه) ياد مي شد و او را بزرگ زنان قريش مي ناميدند .
ولادت:
فاطمه (عليها السلام) در سال پنجم پس از بعثت (2) و در روز 20 جمادي الثاني در مكه به دنيا آمد. چون به دنيا پانهاد، به قدرت الهي لب به سخن گشود و گفت : " شهادت مي دهم كه جز خدا ، الهي نيست و پدرم رسول خدا و آقاي پيامبران است و شوهرم سرور اوصياء و فرزندانم ( دو فرزندم ) سرور نوادگان مي باشند" . اكثر مفسران شيعي و عده اي از مفسران بزرگ اهل تسنن نظير فخر رازي ، آيه آغازين سورة كوثر را به فاطمه (عليها السلام) تطبيق نموده اند و او را خير كثير و باعث بقا و گسترش نسل و ذريه پيامبر اکرم ذكر نموده اند. شايان ذکر است که آيه انتهايي اين سوره نيز قرينه خوبي براين مدعاست كه در آن خداوند به پيامبر خطاب مي كند و مي فرمايد همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.
سراسر زندگاني صديقه طاهره (عليها السلام) ، مملو از مكارم اخلاق و رفتارهاي نمونه و انساني است. جهت رعايت اختصار تنها به ه مورد اشاره مي نمائيم . اما دوباره تأكيد مي كنيم كه اين موارد، تنها بخش كوچكى از مكارم اخلاقي آن حضرت است.
1ـ از جابربن عبدالله انصاري ، صحابي پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) منقول است كه: مردي از اعراب مهاجر كه فردي فقير مستمند بود ، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) طلب كمك و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چيزي ندارم . سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله عليها ) که در کنار مسجد و در نزديکي خانه رسول خدا قرار داشت ، راهنمائي نمودند . آن شخص به همراه بلال (صحابي و مؤذن رسول خدا ) به در خانه حضرت فاطمه (عليها السلام) آمد و بر اهل بيت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (عليها السلام) با وجود اينكه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهايت گرسنگي به سر مي بردند، چون از حال فقير آگاه شد، گردن بندي را كه فرزند حمزه دختر عموي حضرت به ايشان هديه داده بود ، ودر نزد آن بزرگوار يادگاري ارزشمند محسوب مي شد ، از گردن باز نمود و به اعرابي فرمود: اين را بگير و بفروش ؛ اميد است كه خداوند بهتر از آن را نصيب تو نمايد. اعرابي گردن بند را گرفت و به نزد پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) بازگشت و شرح حال را گفت . رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) از شنيدن ماجرا ، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ريخت و به حال اعرابي دعا فرمود. عمار ياسر (از اصحاب پيامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطاي غذا ، لباس ، مركب و هزينه سفر به اعرابي ، آن گردن بند را از او خريداري نمود . پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) از اعرابي پرسيد : آيا راضي شدي؟ او در مقابل ، اظهار شرمندگي و تشكر نمود. عمار گردن بند را در پارچه اي يماني پيچيده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پيامبر هديه داد. غلام به نزد پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) آمد و جريان را باز گفت. حضرت رسول (صلي الله عليه وآله وسلم) غلام و گردن بند را به فاطمه (عليها السلام) بخشيد. غلام به خانه ي صديقه اطهر آمد. زهرا (عليها السلام) ، گردن بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.
گويند غلام در اين هنگام تبسم نمود. هنگامي كه علت را جويا شدند ، گفت: چه گردن بند با بركتي بود ، گرسنه اي را سير كرد و برهنه اي را پوشانيد، پياده اي را صاحب مركب و فقيري را بي نياز كرد و غلامي را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خويش بازگشت.
2ـ رسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم) در شب زفاف پيراهن نويي را براي دختر خويش تهيه نمود. فاطمه (عليها السلام) پيراهن وصله داري نيز داشت. سائلي بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پيراهن كهنه مي خواهم. حضرت زهرا(عليها السلام) خواست پيراهن وصله دار را مطابق خواست سائل به او بدهد كه به ياد آيه شريفه " هرگز به نپکي دست نمي يابيد مگر آنكه از آنچه دوست داريد انفاق نمائيد" ، افتاد . در اين هنگام فاطمه (عليها السلام) پيراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.
3- امام حسن مجتبي در ضمن بياني ،عبادت فاطمه (عليها سلام ) ، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خويشتن ، در عالي ترين ساعات راز و نياز با پروردگار را اين گونه توصيف مي نمايند : " مادرم فاطمه را ديدم که در شب جمعه اي در محراب عبادت خويش ايستاده بود و تا صبحگاهان ، پيوسته به رکوع و سجود مي پرداخت . و شنيدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا مي کرد ، آنان را نام مي برد و بسيار برايشان دعا مي نمود اما براي خويشتن هيچ دعائي نکرد . پس به او گفتم : اي مادر ، چرا براي خويش همانگونه که براي غير ، دعا مي نمودي ، دعا نکردي ؟ فاطمه (عليها سلام ) گفت : پسرم ! اول همسايه و سپس خانه ".
صديقه كبري خواستگاران فراواني داشت. نقل است كه عده اي از نامداران صحابه ازاو خواستگاري كردند . رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) به آنها فرمود که اختيار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالك نقل نموده است ، عده اي ديگر از ميان نامداران مهاجرين ، براي خواستگاري فاطمه (عليها السلام) به نزد پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) رفتند و گفتند حاضريم براي اين وصلت ، مهر سنگيني را تقبل نمائيم . رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول مي نمود تا سرانجام جبرئيل بر پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) نازل شد و گفت: " اي محمد ! خدا بر تو سلام مي رساند و مي فرمايد فاطمه را به عقد علي در آور ، خداوند علي براي فاطمه و فاطمه را براي علي پسنديده است ". امام علي (عليه السلام) نيز از خواستگاران فاطمه (عليها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گرديد ، به امر الهي با اين وصلت موافقت نمود. در روايات متعددي نقل گشته است كه پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: اگر علي نبود ، فاطمه همتايي نداشت . بدين ترتيب بود که مقدمات زفاف فراهم شد . حضرت فاطمه (عليها السلام) با مهري اندك (بر خلاف رسوم جاهلي كه مهر بزرگان بسيار بود) به خانه امام علي (عليه السلام) قدم گذارد . ثمره اين ازدواج مبارک ، 5 فرزند به نامهاي حسن ، حسين ، زينب ، ام كلثوم و محسن (كه در جريان وقايع پس از پيامبر (صلي الله عليه واله وسلم) سقط شد) ، بود . امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) از امامان 12 گانه مي باشند كه در دامان چنين مادري تربيت يافته اند و 9 امام ديگر (بغير از امام علي(عليه السلام) و امام حسن(عليه السلام)) از ذريه امام حسين (عليه السلام) مي باشند و بدين ترتيب و از طريق فاطمه (عليها السلام) به رسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم) منتسب مي گردند و از ذريه ايشان به شمار مي روند. و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرين (بغير از امير مؤمنان(عليه السلام)) به آن حضرت ، فاطمه (عليها السلام) را " ام الائمه " ( مادر امامان ) گويند.
فاطمه (عليها السلام) با آن همه فضيلت ، همسري نيكو براي امير مؤمنان بود. تا جايي كه روايت شده هنگامي كه علي (عليه السلام) به فاطمه (عليها السلام) مي نگريست ، غم واندوهش زدوده مي شد. فاطمه (عليها السلام) هيچگاه حتي اموري را كه مي پنداشت امام علي (عليه السلام) قادر به تدارك آنها نيست ، از او طلب نمي نمود. اگر بخواهيم هر چه بهتر رابطه زناشويي آن دو نور آسمان فضيلت را بررسي نمائيم ، نيكوست از امام علي (عليه السلام) بشنويم ؛ چه آن هنگام كه در ذيل خطبه اي به فاطمه (عليها السلام) با عنوان بهترين بانوي جهانيان مباهات مي نمايد و او را از افتخارات خويش بر مي شمرد و يا آن هنگام که مي فرمايد: " بخدا سوگند كه او را به خشم در نياورم و تا هنگامي كه زنده بود ، او را وادار به كاري كه خوشش نيايد ننمودم ؛ او نيز مرا به خشم نياورد و نا فرماني هم ننمود ".
فاطمه زهرا (عليها السلام) در نزد شيعيان اگر چه امام نيست ، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بين مسلمانان به خصوص شيعيان ، نه تنها كمتر از ساير ائمه نيست ، بلكه آن حضرت همتاي امير المؤمنين و داراي منزلتي عظيم تر از ساير ائمه طاهرين (عليهم السلام ) مي باشد .
اگر بخواهيم مقام علمي فاطمه (عليها السلام) را درك كنيم و به گوشه اي از آن پي ببريم ، شايسته است به گفتار او در خطبه فدکيه بنگريم ؛ چه آنجا كه استوار ترين جملات را در توحيد ذات اقدس ربوبي بر زبان جاري مي كند ، يا آن هنگام كه معرفت و بينش خود را نسبت به رسول اكرم آشكار مي سازد و يا در مجالي كه در آن خطبه ، امامت را شرح مختصري مي دهد. جاي جاي اين خطبه و احتجاجات اين بانوي بزرگوار به قرآن كريم و بيان علت تشريع احكام ، خود سندي محكم بر اقيانوس بي كران علم اوست كه متصل به مجراي وحي است.( قسمتي از اين خطبه در فراز آخر خواهد آمد) . از ديگر شواهدي كه به آن وسيله مي توان گوشه اي از علو مقام فاطمه (عليها السلام) را درك نمود ، مراجعه زنان و يا حتي مردان مدينه در مسائل ديني و اعتقادي به آن بزرگوار مي باشد كه در فرازهاي گوناگون تاريخ نقل شده است. همچنين استدلالهاي عميق فقهي فاطمه ( عليها سلام ) در جريان فدک (که مقداري از آن در ادامه ذکر خواهد گرديد ) ، به روشني بر احاطه فاطمه ( عليها سلام ) بر سراسر قرآن کريم و شرايع اسلامي دلالت مي نمايد .
در بيان عصمت فاطمه (عليها السلام) و مصونيت او نه تنها از گناه و لغزش بلكه از سهو و خطا ، استدلال به آيه تطهير ما را بي نياز مي كند. جهت جلوگيري از طولاني شدن بحث ، تنها اشاره مي نمائيم كه عصمت فاطمه (عليها السلام) از لحاظ كيفيت و ادله اثبات همانند عصمت ساير ائمه و پيامبر است.
رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) ، بارها و بارها فاطمه (عليها السلام) را ستود و از او تجليل نمود . در مواقع بسياري مي فرمود: " پدرش به فدايش باد " و گاه خم مي شد و دست او را مي بوسيد. به هنگام سفر از آخرين كسي كه خداحافظي مي نمود ، فاطمه (عليها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولين محلي كه وارد مي شد ، خانه او بود.
عامه محدثين و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقيده اي ،اين كلام را نقل نموده اند كه حضرت رسول مي فرمود: " فاطمه پاره تن من است هر كس او را بيازارد مرا آزرده است " . از طرفي ديگر ، قرآن كريم پيامبر (صلي الله عليه واله وسلم) را از هر سخني كه منشأ آن هواي نفساني باشد ، بدور دانسته و صراحتاً بيان مي دارد كه هر چه پيامبر مي فرمايد ، سخن وحي ست. پس مي توان دريافت كه اين همه تجليل و ستايش از فاطمه (عليها السلام) ، علتي ماوراي روابط عاطفي مابين پدر و فرزند دارد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) نيز خود به اين مطلب اشاره مي فرمود. گاه در جواب خرده گيران ، لب به سخن مي گشود كه خداوند مرا به اين كار امر نموده و يا مي فرمود : " من بوي بهشت را از او استشمام مي كنم ".
اما اگر از زواياي ديگر به بحث بنگريم و حديث نبوي را در كنار آيات شريفه قرآن کريم قرار دهيم ، مشاهده مي نمائيم قرآن كريم عقوبت كساني كه رسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم) را اذيت نمايند، عذابي دردناك ذكر مي كند. و يا مي فرمايد كساني كه خدا و رسول را اذيت نمايند ، خدا آنان را در دنيا از رحمت خويش دور مي دارد و براي آنان عذابي خوار كننده آماده مي نمايد. پس به نيکي مشخص مي شود که رضا و خشنودي فاطمه (عليها السلام)، رضا و خشنودي خداوند است و غضب او نيز باعث غضب خداست. به بياني دقيق تر ، او مظهر رضا و غضب الهي است. چرا كه نمي توان فرض نمود ، شخصي عملي را انجام دهد و بدان وسيله فاطمه (عليها السلام) را بيازارد و موجب آزردگي پيامبر (صلي الله عليه واله وسلم) گردد و بدين سبب مستوجب عقوبت الهي شود ،
حديث ثقلين
حضرت فاطمه عليهاسلام فرمود:« هنگامي که پدرم رسول خدا در حال احتضار بود و اتاق پر بود از صحابه، شنيدم که فرمود:« اي مردم، بهزودي از ميانتان خواهم رفت و من سخني ميگويم تا عذري نداشته باشيد: بدانيد که من دو چيز گرانقدر در ميان شما به جا ميگذارم: قرآن و اهل بيت ام.»
سپس دست علي را گرفت و فرمود:« اين علي با قرآن است و قرآن هم با علي. اين دو هرگز از هم جدا نميشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. ( يعني تا قيامت با هم هستند.) پس اي مردم من از شما درباره اين دو قرآن و اهل بيت پرسش و بازخواست خواهم کرد.»
(فاطمة الزهراء رحماني/ 299/58)
حديث کساء
جابربن عبدالله انصاري از فاطمه عليهاسلام روايت ميکند که فرمود:
يک روز پدرم رسول خدا نزد من آمد. سپس فرزندانم حسن و حسين و بعد اميرالمؤمنين علي وارد شدند. همه در زير يک عبا جمع شديم.
پدرم دو طرف عبا را گرفت و با دست راست به آسمان اشاره کرد و عرضه داشت:« پروردگارا! اينها اهل بيت و نزديکان من هستند؛ گوشت آنها گوشت من و خون آنها خون من است. هر که آنها را بيازارد، مرا آزرده است. با آن کس که با اينها جنگ کند، در جنگم و با آن کس که با اينها مدارا کند، مدارا ميکنم. دشمنانشان را دشمن دارم و دوستانشان را دوست دارم. اينها از منند و من از اينهايم. پروردگارا! صلوات و برکات و رحمت و آمرزش و رضايت خود را بر من و بر اينها فرو فرست و آنها را از هر گونه رجس و پليدي پاک و مطهر گردان.»
خداوند عزوجل خطاب فرمود که اي ملائکه! آسمان و زمين و ماه و خورشيد و ستارگان را خلق نکردم مگر براي محبت اين پنج نور پاک که در زير اين عبا قرار گرفتهاند.»
آنگاه جبرئيل اين آيه را بر پيامبر نازل کرد:« انما يريدالله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهر کم تطهيرا»؛ (احزاب، آيه 33) ( پروردگار اراده ميکند آلودگي و پليدي را از اهل بيت پاک کند و آنان را مطهر گرداند.)
(فاطمة الزهراء رحماني/292/56)
احادیثی از حضرت فاطمه سلام الله علیها:
1:در يکي از روزها ، صبحگاهان امام علي (ع ) فرمود : فاطمه جان آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم ؟ پاسخ دادند : نه ، به خدايي که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد سوگند ، دو روز است که در منزل غذاي کافي نداريم و در اين مدت شما را بر خود و فرزندانم در طعام ترجيح دادم .
امام (ع ) با تأسف فرمودند : فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال تهيه غذا بروم ؟ حضرت زهرا (ع ) فرمودند : اي اباالحسن ، من از پروردگار خود حيا مي کنم که چيزي را که تو بر آن توان و قدرت نداري ، درخواست نمايم .
(بحار الانوار ، ج 43، ص 59 )
2:کسي که عبادتهاي خالصانه خود را به سوي خدا فرستد ، پروردگار بزرگ بهترين مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد .
(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )
3:ما اهل بيت رسول خدا ، وسيله ارتباطخدا با مخلوقات و برگزيدگان خداييم ، ما جايگاه پاک خدا و دليلهاي روشن او و وارثان پيامبران الهي مي باشيم .
(شرح نهج البلاغه لابن ابي الحديد ، ج 16، ص 211 )
همانا خوشبت حقيقي کسي است که علي ( عليه السلام ) را دوست بدارد 4:
(مجمع الزوائد علامه هيثمي ، ج 9 ، ص 132 )
کسي که پس از خوردن غذا ، با دستي آلوده و چرب بخوابد ، هيچ کس جز خودش را سرزنش ننمايد 5:
(کنز العمال ، ج 15، ص 242، ح 40759 )
6:اما حقانيت من در مالکيت فدک ، همانا خداوند بزرگ آيه " آت ذاالقربي حقه " را در قرآن کريم بر رسول خدا نازل فرمود ، من و فرزندانم نزديکترين مردم به پيامبر ( صلي الله عليه و آله ) بوديم ، پس رسول خدا فدک را به من و فرزندانم هديه فرمود .
(مستدرک الوسايل ، ج 7 ، ص 291 )
حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) فرمود : وقتي آيه 63سوره نور نازل شد که 7:
" اي مسلمانان ، رسول خدا را آن گونه که همديگر را مي خوانيد ، صدا نکنيد "
ترسيدم که رسول خدا را با لفظ " اي پدر " بخوانم ، من هم مانند ديگران پدر را با نام " يا رسول الله " صدا زدم . دو سه بار که پدر را با اين نام خواندم ، رو به من کرده فرمودند :
اي فاطمه ! اين آيه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نشده است ، فاطمه جان ، تو از مني و من از تو ، همانا اين آيه براي ادب کردن آدم هاي خشن و درشت خوهاي قريش ، انسان هاي خودخواه و متکبر ، نازل شده است . دخترم تو با جمله " پدر جان " خطاب کن که مايه حيات قلب من است و خداوند را خوشنود مي کند .
(بحار الانوار ، ج 43، ص 33 )
8:مردي نابينا از حضرت فاطمه ( عليها السلام ) اذن خواست که داخل خانه شود . فاطمه ( عليها السلام ) خود را از او مستور کرد . پيغمبر خدا ( صلي الله عليه و آله ) به فاطمه فرمود : به چه سبب خود را مستور کردي و حال اين که اين مرد
نابينا تو را نمي بيند . حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد ، " اگر او مرا نمي بيند ، من او را مي نگرم ، و اگر چه او نمي بيند اما بوي زن را استشمام مي کند " . رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود : " شهادت مي دهم که تو پاره تن مني ".
(بحار الانوار ، ج 43، ص 91 )
خداي تعالي ايمان را براي پاکيزگي از شرک قرار داد ، و نماز را براي دوري از تکبر و خودخواهي 9:
(احتجاج طبرسي ، ايران : انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258 )
10:پروردگارا ! بزرگا ! به حق پيامبراني که آنها را برگزيدي و به گريه هاي حسن و حسين در فراق من ، از تو مي خواهم گناهکاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا ببخشايي .
(ذخائر العقبي ، ص 53- کوکب الدري ، ج 1 ، ص 196 )
11:حضرت زهرا ( عليها السلام ) در رابطه با دعاي روز جمعه از رسول گرامي اسلام نقل . فرمودند که : در روز جمعه ساعتي است که هر خواسته خير و نيکويي در آن ساعت به اجابت مي رسد . پرسيدم : يا رسول الله کدام ساعت است ؟ فرمودند : آنگاه که
نصف خورشيد در افق پنهان شود .
(کنز العمال ، ج 7 ، ص 766 )
بهترين شما کساني هستند که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان ترند و با همسرانشان مهربان و بخشنده اند12:
13:وقتي امام حسن و امام حسين ( عليها السلام ) مريض شدند ، به حضرت علي ( عليها السلام ) گفتند : چرابراي سلامتي دو فرزندت نذر نمي کني ؟ ... پس حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : " اگر فرزندانم شفا يابند ، سه روز براي خدا جهت شکرگزاري روزه خواهم گرفت " .
(بحار الانوار ، ج 35، ص 245 )
آنچه براي زنان نيکوست اين است که ( بدون ضرورت ) مردان نامحرم را نبينند ، و نامحرمان نيز آنها را ننگرند 14:
(بحار الانوار ، ج 37، ص69 )
15:اي رسول خدا ، سلمان از سادگي لباس من تعجب نمود ، سوگند به خدايي که تو را مبعوث فرمود ، مدت پنج سال است فرش خانه ما پوست گوسفندي است که روزها بر روي آن شترمان علف مي خورد و شب ها بر روي آن مي خوابيم ، و بالش ما چرمي است که از ليف خرما پر شده است .
(بحار الانوار ، ج 8 ، ص 303 )
آن لحظه اي که زن در خانه خود مي ماند ، ( و به امور زندگي و تربيت فرزند مي پردازد ) به خدا نزديک تر است 16:
(بحار الانوار ، ج 43، ص 92 )
17:به او گفته شد : اي دختر رسول خدا ، دستهايت زخم شده است ، خود را به زحمت مينداز ، در کنار شما خدمتکار منزلتان فضه ايستاده است ، کار منزل را به او واگذار ! حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد : " رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) به من سفارش فرمود که کارهاي خانه را با فضه تقسيم کنم ، يک روز او کار کند و روز ديگر من ، ديروز نوبت او بود و امروز نوبت من است" .
(الخرائج و الجرائح لقطب الدين راوندي ، ص 530 )
18:حضرت علي و فاطمه ( عليهما السلام ) در تقسيم وظايف زندگي زناشويي از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) راهنمايي خواستند . فرمودند : کارهاي داخل منزل را فاطمه ( عليها السلام ) و کارهاي بيرون منزل را علي ( عليه السلام ) انجام دهد .
پس حضرت زهرا ( عليها السلام ) با خوشحالي فرمود : " جز خدا کسي نمي داند که از اين تقسيم کار تا چه اندازه خوشحال شدم ، زيرا رسول خدا مرا از انجام کارهايي که مربوطبه مردان است بازداشت " .
(بحار الانوار ، ج 43، ص 81 )
19:حضرت زهرا ( عليها السلام ) در لحظه هاي واپسين زندگي ، پس از وضو گرفتن به اسماء بنت عميس فرمود : " اي اسماء ! عطر مرا همان عطري که هميشه مي زنم ، و پيراهني را که هميشه در آن نماز مي گزارم بياور و بر بالينم بنشين ، هرگاه وقت نماز شد مرا از خواب بيدار کن ، اگر بيدار شدم که نماز مي گزارم ، و اگر بيدار نشدم کسي را به دنبال علي ( عليه السلام ) بفرست".
(کشف الغمه ، بيروت : دار الاضواء ، ج 2 ، ص 122 )
20:حضرت فاطمه ( عليه السلام ) به زن مؤمنه اي که در يک بحث ديني و عقيدتي بر زني فاسد و از دشمنان اهل بيت ، غلبه کرده و بسيار خوشحال شده بود ، فرمود : " همانا شادي فرشتگان در غلبه تو بر آن زن معاند ، بيش از شادي توست ، و اندوه و نگراني شيطان و دوستان شيطان در اين شکست ، بيشتر و شديدتر از آن زن شکست خورده است " .
(بحار الانوار ، ج 2 ، ص 8)
21:اگر به آنچه به شما امر مي کنيم عمل مي کني و از آنچه شما را برحذر مي داريم دوري مي کني ، از شيعيان ما مي باشي ، والا هرگز .
(بحار الانوار ، ج 68، 155 )
22:شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند ، و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما و کسي که با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده ، در صورتي که از اوامر ما سرپيچي کنند و نواهي و موارد پرهيز را محترم نشمرند ، از شيعيان واقعي ما نخواهند بود ، با اين حال جايگاهشان در بهشت خواهد بود ، ولي بعد از پاک شدن از گناهان به وسيله بلاها و مصيبتها در دنيا ، يا تحمل مشکلات و شدائد روز قيامت و يا قرار گرفتن اندک زماني در طبقات بالاي جهنم و چشيدن عذاب ، تا اينکه ما به خاطر دوستي شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد .
(بحار الانوار ، ج 68، ص 155 )
23:يکي از زنان مدينه خدمت زهرا ( عليها السلام ) رسيد و گفت : مادر پيري دارم که در مسايل نماز سؤالاتي دارد و مرا فرستاده است تا مسايل شرعي نماز را از شما بپرسم . حضرت زهرا فرمود : بپرس . و آنگاه مسايل فراواني مطرح کرد و پاسخ شنيد.
در ادامه پرسشها آن زن خجالت کشيد و گفت : اي دختر رسول خدا بيش از اين نبايد شما را به زحمت اندازم . حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمودند : " باز هم بيا و آنچه سؤال داري بپرس ، آيا اگر کسي را روزي اجير نمايند که بار سنگيني را به بام بالا ببرد و در مقابل صد هزار دينار طلا مزد بگيرد ، چنين کاري براي او دشوار است " ؟ گفت : خير . حضرت ادامه دادند : " من هر مسأله اي را که پاسخ مي دهم ، بيش از فاصله بين زمين و عرش گوهر و لؤلؤ پاداش مي گيرم ، پس سزاوارتر است که بر من سنگين نيايد . "
(بحار الانوار ، ج 2 ، ص 3)
24:اي ابا الحسن ، در همين ساعت به خواب رفتم ، پس محبوبم رسول خدا را در قصري از مرواريد سفيد ديدم . چون مرا ديد ، فرمود : دخترم ! به نزد من بشتاب که سخت مشتاق توام . بي صبرانه پاسخ دادم : سوگند به خدا پدر جان ، اشتياق من براي
زيارت شما شديدتر است . در اين هنگام پدرم فرمود : تو امشب در پيش ما خواهي بود . علي جان ! رسول خدا آنچه وعده دهد راست است و به آنچه عهد و پيمان بندد وفا مي کند .
(بحار الانوار ، ج 43، ص179 )
25:از دنياي شما سه چيز محبوب من است : 1 - تلاوت قرآن 2 - نگاه به چهره رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) 3 - انفاق در راه خدا
(نهج الحياة ، ص271 )
26:اي ابا الحسن ( علي عليه السلام ) ! همانا رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) با من پيمان بسته و خبر داده است که من اول کسي خواهم بود که به آن حضرت مي پيوندم و گريزي از آن نيست . پس علي جان ، در برابر اوامر و فرمان و خواست خداوند بزرگ ، بردبار و به حکم او راضي باش .
(نهج الحياة ، ص 233 )
تلاوت کننده سوره هاي حديد و واقعه و الرحمن ، در آسمانها و زمين اهل بهشت خوانده مي شود 27:
(کنز العمال ، ج 1 ، ص 582 )
28:در سر سفره غذا ، دوازده دستور العمل ارزشمند وجود دارد که سزاوار است هر مسلماني آنها را بشناسد . چهارتاي آن واجب و چهارتاي آن مستحب و چهارتاي آن نشانه ادب است .
چهار دستور العمل واجب عبارتند از 1- شناخت و معرفت پروردگار ( که نعمت ها از اوست ) 2- راضي به نعمت هاي خدا بودن 3- گفتن " بسم الله الرحمن الرحيم " در آغاز غذا 4- شکر و سپاسگذاري خدا .
و چهار دستور العمل مستحب عبارتند از : 1- وضو گرفتن قبل از غذا 2- نشستن به جانب چپ 3- در حال نشسته غذا خوردن 4- غذا خوردن با سه انگشت .
و اما چهار دستورالعملي که نشانه ادب است : 1- از آنچه در پيش روي شماست بخوريد 2- لقمه ها را کوچک برداريد 3- غذا را خوب بجويد و با شدت نرم کنيد 4- کمتر در صورت ديگران هنگام غذا خوردن بنگريد .
(عوالم العلوم للعلامة البحراني ، ج 11، ص629 )
در خدمت مادر باش ، زيرا بهشت زير پاي مادران است 29:
(نهج الحياة ، ص 312 )
30:حسن جان ! مانند پدرت علي (ع ) باش و ريسمان را از گردن حق بردار خداي احسان کننده را پرستش کن و با افراد دشمن و کينه توز دوستي مکن .
(بحار الانوار ، ج 43، ص 286 )
التماس دعا